سيد محمد باقر برقعى

347

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مهين دخت ( ليسانس فيزيك - نويسنده ) 4 - پرىدخت ( ليسانس مامائى - نقّاش ) 5 - آذرميدخت ( مهندس الكترومكانيك ) 6 - هما ( ليسانس زبان و ادبيات انگليسى - نويسنده و شاعر ) . رسّام هرچند از آغاز جوانى اشعارى مىسرود و به مناسبت‌هائى به مضامين انتقادى در شعر مىپرداخت امّا هيچ‌وقت ادّعاى شاعرى نداشت . مرگ غم فرزندانش بخصوص ( فرهاد ) او را سخت اندوهگين ساخت و اشعارى به همين مناسب سروده كه خانم هما ارژنگى آن را تحت عنوان زندگى بيست و دوساله فرهاد ارژنگى در سال 1340 در مجموعه‌اى از نظم و نثر به چاپ رسانيد . گرگ نادان ما بِسانِ گرگِ نادان جانِ هم افتاده‌ايم * اختيارِ دوستان بر دستِ دشمن داده‌ايم خويش را آزاد مىخواهيم در آزارِ خَلق * ادّعا داريم : ما وارسته و آزاده‌ايم تا فريبِ دشمنِ ديرينهء خود خورده‌ايم * بر فناىِ ميهن و ملّت همه آماده‌ايم در نهادِ مردمِ ما نيست حِسّ انتقام * دوستى با دشمنان كرديم ، ازبس ساده‌ايم كى تميزِ نيك و بد اين چشمِ مستِ ما دهد * ما كه خودبين و ستمكاريم و مستِ باده‌ايم در سخن فرزندِ ايرانيم و پاكانِ جهان * در عمل بر ديو و بر اهريمن و دد زاده‌ايم ما هزاران گرسنه داريم در ايرانِ خويش * سفرهء خود را براىِ ديگران بگشاده‌ايم خائن و خادم يكى در چشمِ خواب‌آلودِ ماست * ما بناىِ داد بر روىِ غرض بنهاده‌ايم در نبردِ ناتوانان همچو شيرانِ نريم * رزمگاهِ زورمندان ، چون شغالِ ماده‌ايم نيست ايمان و عقيده در دلِ ناپاكِ ما * گَه سَرِ ميزِ قمار و گَه برِ سجّاده‌ايم درسِ ايران دوستى از پيشوا بايد گرفت « 1 » * او بُوَد آزاده « رَسّاما » ، نه ما آزاده‌ايم

--> ( 1 ) - منظور از پيشوا دكتر محمد مصدق نخست‌وزير است . اين شعر در اوايل سال 1332 در روزنامهء قانون به چاپ رسيد .